یزدان سلحشور

آثار و نظرات "ی.س"شاعر , نویسنده , منتقد و روزنامه نگار

عاشقانه در بامداد!
نویسنده : یزدان سلحشور - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠
 

بداهه(12)

 

 

کلاً... به شکل خامه‌ی در کاسه: سپید ونرم!

[بی سینی...در بستر!]

آفتاب

پیشخدمتی پیر

که بر پرده می‌کوبد... وارد می‌شود

مؤدب است که چشمانت را... می‌بندد

 تا مورچگان

به هوای عسل

از گیسوانت    بالا نیایند

 

کهنه می‌پوشم

کهنه...نه![از شراب‌ها...]تازه می‌نوشم

اشراف‌زاده‌ای فقیرم[می‌بخشی  که...چون نیاکانم...به تکلّف ...دری وری می‌گویم!]

به باد داده‌ام خون را خانه را خواب‌ها را  

شعر مکفی عشق مکفی روح مکفی...برباد شد!

تو مانده‌ای... تنها!

[بنگ!

حباب کودک    ترکید در هوا!

بازیچه‌ای که با خود... به غربت آورده بود!]


 
comment نظرات ()